تبليغاتX
خاطرات یک پرستو

خاطرات یک پرستو

سلام

پرستو هستم

پرستویی بی بال

پرواز را از یاد برده ام

فقط فکر و خیالم در آسمانهاست

فقط او توانایی پرواز دارد

دستانم رو اسمان است

دعا نمی کنم 

تسلیم زندگی شده ام

تقدیر را به جای تدبیر پذیرفته ام

و به این می اندیشم که چقدر احمق شده ام ...

....

+ نوشته هام رنگ و بویه دیگه ای داره

قاطی پاتی مینویسم

از دل از عقل از اسارت از زندگی از خواسته هام و از نخواسته ها ...



به امید دیدار

نوشته شده در چهارشنبه 25 آبان1390ساعت 2 بعد از ظهر توسط پرستو| |

Design By : Night Melody